
تا کی برای دیــــــدن رویت دعــــــا کنم؟
تا کی دو دست خویش به سوی خدا کنم؟
در پیشگاه قـــــدس تو از خاک کمتـــرم
بگــــذار خـــــــاک پــای تو را توتیا کنم
امّید زندگانـــی من ، مهـــــــــــــدی عزیز
من آمــــــــدم به درگــــــــه تو التجـــا کنم
با این زبان الـــــــــکن و این طبع نارسا
هر جا روم برای ظهــــــــــورت دعا کنم
جبریل مفتخر به گدایی کـــــــــوی توست
لایق نیَم گدای تو خـــــــــــود را صدا کنم
با نامه ای سیـــــــاه به درگاهت آمــــــدم
شاید تو را ز آمـــــــــدن خود رضــــا کنم
گزینه سخنان حضرت زهرا (س)
1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان
پیامبـراکـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)
2ـ على (ع) رهبر و پیشوا
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
هر که من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر که را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )
3ـ على (ع) بهترین داور
گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یکدیگر مشاجره نمودند، حاکم و داورى را از بنى آدم تقاضا کردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود که خـودتان انتخاب کنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )
4ـ داناترین و نخستین مسلمان
رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)
5ـ کمک به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر
پیامبر اکرم (ص) فرمود:هرکسى براى فردى از فرزندان من کارى انجام دهد و بر آن کار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)
6 ـ على و شیعیان
پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)
7 ـ شیعه على در قیامت
پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش که تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)
8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت
بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)
9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)
رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر که بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )
10 ـ حجاب فاطمه
پیامبـر اکـرم (ص) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن که او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن که او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى کند پیامبر اکرم فرمود: گواهى مى دهـم که تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)
11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء
پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر که بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)
12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا
فـاطمه (س) از پیـامبـر اکـرم نقل کـرده که فـرمـود:
همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یک از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده که به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه که مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)
13 ـ خوشبخت واقعى
فاطمه (س) از پیامبراکرم(ص) نقل کرده که فرمود: این جبرئیل (ع) است که مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى کسـى است که على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271)
14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س)
حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:
خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرک قـرار داد،
و نماز را براى پاک شدن شما از تکبر،
و زکـات را بـراى پـاک کـردن جـان و افزونـى رزقتان،
و روزه را براى تثبیت اخلاص،
و حج را براى قوت بخشیدن دین ،
و عدل را براى پیراستن دلها،
و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،
و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،
و جهاد را براى عزت اسلام،
و صبر را براى کمک در استحقاق مزد،
و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،
و نیکـى کـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،
و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،
و قصاص را وسیله حفظ خون ها،
و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،
و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى کـم فـروشـى،
و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاکیزگـى از پلیـدى ،
و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،
و تـرک سـرقت را بـراى الزام به پـاکـدامنى ،
و شـرک را حـرام کـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،
بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه که شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن که مسلمان باشید،
و خـدارا در آنچه به آن امر کرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنید،
زیرا که "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 ) (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)
15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا
خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد که به خاطـر عظمت و نـورش هر که در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)
16 ـ دستورالعملى جامع
در وقتى که بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:
اى فـاطمه نخـواب مگـر آن که چهار کار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم کنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى کنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز کرد، صبر کردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى که بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى کرد و فرمود:
چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است که قرآن را ختم کرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار کنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)
17 - زیان بخل
پیامبراکرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا که بخل آفتى است که در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا که آن درختـى است در آتـش دوزخ که شاخه هایـش در دنیاست و هـر که به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)
18 ـ نتیجه سخاوت
پیامبراکـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا کـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است که شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر که شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى کشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)
19 ـ سحر خیزى
رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى که در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تکان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا که خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى کند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )
20 ـ زمان استحابت دعا
رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است که بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن که خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است که نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیک گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)

یافـاطمـه از تـو دل بـریدن سخت است پـا از سرکـوی تـو کشیـدن سـخت است
بـــر زائـــــــر تــــــو کــــه از ره دور آیــــد برگشـتن وقـبر تـو نـدیـدن سـخت است
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسولاله و هى تشهد ان لا اله اله الله و ان محمدا رسولالله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور یا على انا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منک لاکون لک فى الدنیا و الاخرة انت اولى بى من غیرى حنطنى و غسلنى و کفنى باللیل وصل على و ادفنى باللیل و لا تعلم احدا و استودعک الله و اقراء على ولدى السلام الى یوم القیامة.(1)
این است وصیت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت مىدهد به یگانگى و یکتایى ذات باریتعالى و رسالت حضرت محمد رسولالله و گواهى مىدهد که بهشت حق است و آتش جهنم حق است و بدون شک قیامت در پیش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمىانگیزد یا على من فاطمه دختر محمدم که خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هرکس بر من نزدیکترى مرا شبانه حنوط کن و شب غسل بده و شبانه کفنم کن و شب به خاک بسپار و کسى را از دفن من مطلع مکن. تو را به خدا می سپارم و سلام من به فرزندانم تا روز قیامت برسان. و در بعضى از روایات دارد که زهرا علیهاالسلام به على علیهالسلام گفت: یابن عم دلم تمناى مرگ دارد ساعتى نخواهد گذشت جز آن که از تو مفارقت نمایم.
على علیهالسلام فرمود: اى دختر رسول خدا وصیت کن به آنچه مىخواهى و هر چه در دل دارى بیان کن على علیهالسلام نشست بالاى سر فاطمه و خانه را از بیگانه خالى کرد جز فاطمه و على کسى نبود فاطمه عرض کرد: اى پسر عم هیچگاه در زندگى به شما دروغ نگفتهام و در زندگى زناشویى با تو راه خیانت نپیمودهام و لا خالفتک منذ عاشرتنى. و هرگز در معاشرت با تو از در مفارقت وارد نشدهام و پیوسته مطیع فرمان تو بودهام. على علیهالسلام فرمود:
پناه مى برم به خدا (اى دختر رسول خدا) تو بانوى راستگویى و داناتر و پرهیزگارتر و نیکوکارتر و گرامىتر از هرکسى، من نیز از خدا در مخالفت با تو بیمناک بودهام و فراق تو بر من سخت ناگوار است فقدان تو بر من تجدید مصیبتى است که از رحلت پیغمبر بر من وارد شد به خدا قسم مصیبت فراق تو بر من چنان است که هیچ چیز نمىتواند مرا تسلیت دهد در آن حال هر دو به گریه افتادند و مدتى زار زار اشک ریختند (بعضى نوشتهاند که چون اطاق خلوت شد زهرا علیهاالسلام به على علیهالسلام عرض کرد پسر عم جلوتر بیا و دستت را روى سینه من بگذار على علیهالسلام خواهش آن بانو را عمل کرد آنگاه عرض کرد پسر عم از من راضى باش على علیهالسلام فرمود: زهرا جان از تو راضیم خداى نیز از تو راضى باشد. عرض کرد نه على جان مىدانى من از چه چیزى از شما رضایت مىخواهم روزى که دشمن به صورت من سیلى زد و با خستگى و درد جسمانى و روح افسرده آمدم منزل دیدم تو در کنج حجره نشستهاى و مشغول جمعآورى قرآنى با تندى با شما سخن گفتم و به شما گفتم یابن ابیطالب اى پسر ابىطالب در کنج حجره نشستهاى و مثل جنین در رحم حجره قرار گرفتهاى دشمن به همسرت تعدى کرده...
غصهدار بودم و با تو پرخاش کردم اینک از تو رضایت مىخواهم از من راضى باش) مولاى متقیان سر فاطمه را به سینه چسباند و با مهربانى فرمود: زهرا جان از تو راضیم خدا و رسول از تو راضى باشند هرچه مىخواهى بگو که اجرا خواهم کرد. آن بانو در حالى که اشک مىریخت گفت شوهر گرامیم خداوند تو را جزاى خیر دهد وصیت من این است که دختر خواهر من امامه را تزویج کنى (امامه دختر زینب بنت رسولالله بود که مادرش در زمان پدر فوت کرده بود) زیرا امامه به فرزندان من مهربانى خواهد کرد و بهترین پرستار آنها است و مرد هم ناگزیر است زنى در خانه داشته باشد.
از جمله وصایاى حضرت زهرا علیهاالسلام به همسرش این بود که گفت: شوهر عزیزم براى من تابوتى بساز که فرشتگان صورت آن را به من نشان دادهاند و امام علیهالسلام از وى خواست که وصف آن را برایش بیان کند تا طبق خواستهاش عمل نماید.
«مورخین نوشتهاند که وصف تابوت در متن وصیت آن بانوى بزرگ اسلام نیست» و باز گفت: همسرم وصیت دیگرم این است که هیچکس به جنازه من حاضر نشود.
من از این مردم که به من ستم کردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.
اینها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از این قوم و هوادارانشان کسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند یا على مرا در تاریکى شب آنگاه که دیدگان مردم به خواب رفت به خاک بسپار تا از دفن من بىخبر باشند. (2)
1ـ بحار چاپ قدیم ج 10/ 61
2ـ فاطمة الزهرا سیدة نساءالعالمین/ 435 ... برگرفته از وبلاگ http://hamdely.ir.mihanblog.com/post/307
ارزش شناخت فاطمه سلام الله علیها
1 . امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر کس به شناختحقیقی فاطمه علیها السلام دستیابد، بیگمان شب قدر را درک کرده است .» بحارالانوار، ج43، ص65 .
آثار محبت به فاطمه سلام الله علیها
2 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند :
«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (2) هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوستبدارد، در بهشتبا من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .» همان، ج27، ص116
اطاعت از فاطمه سلام الله علیها
3 . امام باقر علیه السلام میفرمایند: «... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ; (3) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .» دلائل الامامة، ص28 .
دستورهای فاطمه سلام الله علیها
4 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «... یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السلام ... ; (4) ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر میکند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کردهام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است .» ) بحارالانوار، ج22، ص484
خلقت فاطمه سلام الله علیها
5 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «ان فاطمة خلقتحوریة فی صورة انسیة ... ; (5) بیشک فاطمه علیها السلام حوریهای است که به صورت انسان آفریده شده است .» همان، ج78، ص112
چرا نام فاطمه سلام الله علیها
6 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها وفطم من احبها من النار; (6) من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای - عزوجل - فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشتهاست .» عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص46 .
آثار نام فاطمه سلام الله علیها
7 . امام کاظم علیه السلام میفرمایند: «لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء; (7) در خانهای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان زنان، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمیشود .» کافی، ج6، ص19 .
احترام به نام فاطمه سلام الله علیها
8 . امام صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود: «... اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها; (8) حالا که نام او را فاطمه گذاشتهای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .» همان، ص48 .
الگوی نمونه
9 . امام زمان علیه السلام در یکی از نامههایشان میفرمایند:
«وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة ... ; (9) در دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .» بحارالانوار، ج53، ص180 .
یاور خوب
10 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند، حضرت پاسخ دادند: «نعم العون علی طاعة الله; (10) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست.» همان، ج43، ص117 .
عزیزترین مردم
11 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «... فاطمة اعز البریة علی (11) ; فاطمه علیها السلام عزیزترین مردم در نزد من است.» الامالی، شیخ مفید، ص259 .
نور چشم و میوه دل من
12 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... ; (12) فاطمه علیها السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است .» الامالی، شیخ صدوق، ص486 .
خشم و خشنودی فاطمه سلام الله علیها
13 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها; (13) بیشک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم میآید و با خشنودی او خشنود میشود .» الامالی، شیخ مفید، ص94 .
دشمن فاطمه سلام الله علیها در دوزخ است
14 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا; (14) ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش (دوزخ) خارج نمیسازد.» بحارالانوار، ج76، ص354 .
اختر تابناک
15. امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... ; (15) فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان زنان دنیاست .» کافی، ج1، ص195 .
سرور زنان
16 . امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین; (16) فاطمه علیها السلام سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است .» معانی الاخبار، ص107 .
تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها
17 . امام باقر علیه السلام میفرمایند: «ما عبد الله بشیء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام ... ; (17) خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .» کافی، ج3، ص343 .
درود بر فاطمه سلام الله علیها
18 . امام رضا علیه السلام میفرمایند: «اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها وعلی ابیها وبعلها وبنیها; (18) نخستین کسی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد .» بحارالانوار، ج78، ص249 .
نفرین الهی برای دشمنان فاطمه سلام الله علیها
19 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها ... ; (19) مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .» همان، ج73، ص354 .
زیارت فاطمه سلام الله علیها
20 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: «... من زار فاطمة فکانما زارنی ... ; (20) هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است.» همان، ج43، ص58 .
****************************************
نماز مخصوص فاطمه سلام الله علیها
21 . امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة «قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة علیهاالسلام ... ; (21) هر کس چهار رکعت نماز بخواند [هر دو رکعتبه یک سلام] و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این نماز، نماز فاطمه علیها السلام است .»
من از تو هستم
22 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«یا فاطمة ... انت منی وانا منک ... ; (22) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم .»
پدرت به قربانت
23 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«... فداک ابوک یا فاطمة; (23) پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام!»
بوی بهشت
24 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«... ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها السلام; (24) فاطمه علیها السلام حوریهای استبه صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت میشوم، دخترم فاطمه علیها السلام را میبویم .»
فاطمه سلام الله علیها قلب محمد صلی الله علیه و آله
25 . حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام میفرمایند:
«... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ... ; (25) حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دستبرای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است .»
افتخار علی علیه السلام به فاطمه سلام الله علیها
26 . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند:
«... انا زوج البتول سیدة نساء العالمین ... ; (26) من همسر بتول علیها السلام هستم; همان کسی که سرور زنان جهانیان است .»
فاطمه سلام الله علیها زهره است
27 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«انا الشمس وعلی علیه السلام القمر وفاطمة الزهرة والفرقدان الحسن والحسین; (27) من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .»
ایمان فاطمه سلام الله علیها
28 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی مشاشها تفرغت لطاعة الله ... ; (28) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونهای که در طاعتخدا جدیت دارد .»
زیارت شهیدان
29 . امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت ... ; (29) فاطمه علیها السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان میرفت .»
بوی خوش فاطمه سلام الله علیها
30 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل والآس والورد ... ; (30) بوی پیامبران بوی به و بوی حورالعین بوی آس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و آس و گل سرخ روی هم است .»
علی علیه السلام شایستهترین انسان برای فاطمه سلام الله علیها
31 . امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«... لولا ان امیرالمؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه; (31) به راستی اگر امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامتبر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیها السلام همتایی نبود .»
پیوند آسمانی
32 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها; (32) من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .»
انجام کارهای سختخانه
33 . حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام میفرمایند:
«انها استقتبالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنتبالرحی حتی مجلتیدها وکسحت البیتحتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید; (33) حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینهاش آشکار شد و چندان با دستخود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»
فاطمه سلام الله علیها مطیع دائم علی علیه السلام
34 . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند:
«فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان; (34) سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه میکردم، غم و اندوه از من زدوده میشد .»
نور فاطمه سلام الله علیها از نور خداست
35 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«... نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض ... ; (35) نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمانها و زمین است .»
فاطمه سلام الله علیها بر بالین آدمی
36 . امام باقر و امام صادق علیهما السلام میفرمایند:
«حرام علی روح ان تفارق جسدها حتی تری الخمسة: محمدا وعلیا وفاطمة وحسنا وحسینا بحیث تقر عینها او تسخن عینها ... ; (36) بر روح آدمی حرام است که از بدنش جدا شود، مگر آنکه پنج تن را ببیند: محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام، و آن هم به گونهای است که یا چشم آدمی روشن و یا تاریک و محزون میشود .»
فاطمه سلام الله علیها شهیده است
37 . امام کاظم علیه السلام میفرمایند:
«ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة ... ; (37) فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رساندهاند.»
اشتیاق بهشتبه فاطمه سلام الله علیها
38 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنتخویلد وفاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله; (38) بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله .»
فاطمه سلام الله علیها و خردسالان
39 . امام صادق علیه السلام میفرمایند:
«ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة علیها السلام; (39) بیشک خردسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش میدهد .»
شفاعت فاطمه سلام الله علیها
40 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند:
«... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک; (40) ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانتشفاعت میکنی .»
پینوشت:
21) من لایحضره الفقیه، ج1، ص564 .
22) بیت الاحزان، ص19; بحارالانوار، ج43، ص32 .
23)بحارالانوار، ج22، ص490 .
24) التوحید، شیخ صدوق، ص117 .
25) بحارالانوار، ج39، ص352; کتاب سلیم بن قیس، ص830 .
26) معانی الاخبار، ص58 .
27) بحارالانوار، ج24، ص74; معانی الاخبار، ص114 .
28) بحارالانوار، ج43، ص46; مناقب، ج3، ص337 .
29) وسائل الشیعة، ج2، ص879 .
30) بحارالانوار، ج66، ص177 .
31) خصال، ج2، ص414 .
32) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص59 .
33) علل الشرایع، ج2، ص366 .
34) بحارالانوار، ج43، ص134 .
35) همان، ج15، ص10 .
36) کشف الغمة، ج1، ص414 .
37) کافی، ج1، ص458 .
38) بحارالانوار، ج43، ص53 .
39) همان، ج6، ص229; تفسیر علی بن ابراهیم، ج2، ص332 .
40) بحارالانوار، ج76، ص
حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: انتظار از نظر نظامی آن است که انسان ، خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی ، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران .
خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند .
از وجود مبارک امام رضا (ع) رسیده است که فرمودند :« رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا ؛ خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد .» یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو که خود را در محدوده امر ما منحصر کرده و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام خودسازی کند .
آیت الله جوادی آملی بیان داشتند که تنها بیگناهان می توانند منتظران مهدی موعود باشند به طوری که اگر انسان امام خود را بشناسد ، از راه خود گمراه نخواهد شد.
ایشان عمل کردن به دستورات الهی ، ترک کردن از گناه و تهیه کردن توشه را از وظایف اصلی منتظران مهدی موعود می دانند .
از دیدگاه آیت الله بهجت ما باید انتظار فرج حضرت غایب عجل اللّه تعالی فرجه الشریف را داشته باشیم، و فرجش را فرج عموم بدانیم، و در هر وقت و هر حال باید منتظر باشیم، ولی آیا میشود انتظار فرج آن حضرت را داشته باشیم، بدون مقدمات و تحمل ابتلائاتی که برای اهل ایمان پیش میآید؟!
با این حال، چه اشکالی دارد که تعجیل فرج آن حضرت را با عافیت بخواهیم، یعنی این که بخواهیم بیش از این بلاها که تا به حال بر سر مؤمنین آمده، بلای دیگری نبینند؟! زیرا در روایت آمده است: وقتی سفیانی خروج میکند، هر کس نام علی، فاطمه، حسن و یا حسین را دارد میکشد. پس از این که عدهای کشته میشوند، بقیه میگویند: پدران و مادران ما گناه کردهاند و این اسمها را بر ما گذاشتهاند، ما چه تقصیر داریم؟! در این جا سفیانی تفضّل میکند! و به افراد خود دستور میدهد از کشتن صاحب بعضی از نامها خودداری کنند، ولی صاحب بعضی از نامها را بکشند! چنان که زمانی یهودیها اگر میدیدند صاحب شناسنامه، شیعی است، فوراً او را میکشتند، الان هم منتظر دستورند!
در هر حال، باید منتظر فرج باشیم ولی با مقدمات آن؛ ولی میدانیم که ضعیفیم و طاقت ابتلائات سخن را نداریم. لذا از خدا بخواهیم که شیعه بعد از این دیگر به ابتلائات بیشتر، مبتلا نشود. و اهم مقدمات انتظار فرج را که توبه و طهارت از گناهان است، تحصیل کنیم........
امام صادق (علیه السلام) از پدران گرامیشان روایت میکنند که حضرت علی (علیه السلام) در مسجد کوفه بر فراز منبر فرمودند:
خداوندا! ناگزیر باید در زمین، تو را حجتی بر آفریدگانت باشد که آنان را به دین تو راهنمایی کند و دانش تو را به آنها بیاموزد تا حجت تو از بین نرود و پیروان اولیایت، گمراه نگردند. حجتی که یا آشکار است و از او فرمانبرداری نمیکنند، یا مخفی است و در انتظار اویند.
آنگاه که مردم در مسیرهدایتاند، اگر حجت تو از آنها غایب و مستور باشد، همانا دانش او و آداب و رفتار او در دلهای مومنین پایدار است و مومنان به آداب او عمل میکنند. (1)
امام صادق (علیهالسلام) فرمودند:
ما کسی را مومن نمیدانیم تا اینکه پیرو و خواهان تمامی دستورات ما باشد.
بدانید! از جمله موارد پیروی و خواستن فرمان ما، ورع و پرهیزگاری است. پس خود را به آن بیاراییدتا خدا شما را رحمت کند و با آن دشمنان ما را چاره کنید تا خدا شما را بلندمرتبه گرداند. (2)
منبع:
(1): کمال الدین، 302 ح11
(2): کافی، 8/234 ح 312
اللهم عجل لولیک الفرج
انتظار، اعتراض دائمی برضد بیعدالتیها است؛ نجات از سکون و رکود است، در صحنهبودن است. انتظار، نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد. اگر انسان منتظر، به وظایفی که برای او شمرده شده است عمل کند، به الگوی مطلوب انسان دیندار دست مییابد.
انتظار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقتدای به او، بیعت با او و سرسپاری به فرمان او است؛ سنگربانی عقیده، مرزبانی اندیشه و مبارزه در راه پاسداری از حریم دین و ولایت است. انتظار فرج، کار است، حرکت است، تلاشی هدفمند است و با بیهدفی، سکون و تنآسایی سازگاری ندارد. مگر میشود در انتظار سرسبزی روزگاران بود و در فصل برگریزان، از پا نشست؟
منتظر، تلاشگری نستوه است که برابر هر انحرافی میایستد و با الهام از شیوه و آیین امام و مقتدای مورد انتظار خویش، در راه اصلاح خود و جامعهاش به جهاد و مقاومت میپردازد. از آن زمان که فرشتگان الهی به امر خدا، برابر حضرت آدم علیه السلام سر به سجده فرود آوردند، بحث از انتظار موعودی از سلاله آخرین پیامبر الهی به میان آمد. دیگر این، وظیفه تمام فرستادگان آسمانی شد که منتظر باشند و دیگران را هم به انتظار دعوت کنند. آن زمان که لوط، برابر فاسدان قوم خود قرار گرفت و گفت: «کاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تکیهگاهی استوار پناه میجستم»(1) اندیشه انتظار قائم، در روح و جانش جاری بود. امام صادق علیه السلام فرمود:
حضرت لوط علیه السلام این سخن را نگفت، مگر برای تمنای دسترسی به قدرت قائم ما. و آن تکیهگاه استوار، چیزی نبود، جز استواری و توانایی یاران او ... (2).
انتظار، در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه، به نوعی، اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین وصی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است و همین انتظار موجب میشود ارتباط شیعیان با امامشان ـ اگرچه به صورت ارتباط قلبی و معنوی ـ حفظ شود.
اما بهراستی منتظر واقعی کیست؟... منتظر واقعی، کسی است که به امامش معرفت داشته باشد؛ یعنی اعتقاد به ولایت و معرفت به شخصیت او. اعتقاد به ولایت، تعهد و پیمانی است که جز با اطاعت کامل نمیشود. کسی منتظر واقعی است که علاوه بر خودسازی به دیگرسازی نیز بپردازد، تا از این طریق، زمینههای ظهور آن حضرت را فراهم سازد.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش از اینکه ستاره پرفروغ امامت امامان علیهم السلام طلوع کند، برترین جهاد امتش را انتظار فرج دانسته است؛ زیرا انتظار فرج، انتظار جهاد و انقلابی عظیم بر ضد تمام ظلمها و جنایتها و اجرای عدالت به تمام معنا در سراسر جهان است. حضرت علی علیه السلام در حدیثی فرموده است:کسی که در انتظار اقامه نماز به سر برد، در طی زمان انتظارش، در حال نماز به شمار میرود.(3)پس کسی که در انتظار اقامه دین حق و برپایی دستورهای الهی در سراسر جهان است، چه پایگاه و منزلتی دارد؟ در زندگی ظاهری دنیا، هر امام، در عصر خود به حمایت و یاری پیروان و شیعیان خود نیاز دارد. امام، اگر علی علیه السلام هم باشد، اگر حمایتگری نیابد و شاهد خیانت دوستان باشد، مجبور به خانه نشینی است، تا چه رسد به امامی که در غیبت بهسر میبرد و انقلاب بسیار عظیمی در پیش دارد که فقط با حمایت پیروان و شیعیانش تحقق خواهد پذیرفت. اگر منتظر بازگشت یوسف زهراییم، آیا آماده استقبالیم؟... عاشق و دلباخته گل نرگس، منتظر نشانه و علامت نیست؛ بلکه منتظر خود حضرت است و میداند این آمادگی، جز با اطاعت از فرامین آن امام بزرگوار، بهدست نمیآید.حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود:پس هر یک از شما باید به آنچه به وسیله آن به دوستی ما نزدیک میشود عمل کند و آنچه از جانب او، ما را به خشم و ناراحتی نزدیک نماید دوری کند؛ زیرا فرج ما آنی و ناگهانی فرا میرسد. این حدیث، وظیفه ما را به خوبی مشخص میکند و ما را متوجه این امر میکند که در هر حال باید آماده ظهور حضرت باشیم. امام صادق علیه السلام فرموده است:برای ظهور و قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خود را مهیا سازید؛ گرچه این آمادگی در حد فراهم کردن یک تیر باشد.(4)حضرت، برای برپایی عدالت، قیام مسلحانه میکند. در حقیقت، این حدیث میخواهد بگوید کسی که طالب ظهور آن حضرت است، باید در جهت زمینهسازی نهایت جهاد و کوشش را بنماید.امام هادی علیه السلام فرمود:قائم آل محمد، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که واجب است در زمان غیبتش منتظر او باشند و زمان ظهورش، مطیع باشند.بنابراین امام معصوم در این حدیث، انتظار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را واجب دانسته است.با توجه به جایگاه بلندی که انتظار در مکتب شیعه دارد و تأکیدها و سفارشهای فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم علیهم السلام بر موضوع انتظار فرج، شیعیان باید به این موضوع اهتمام بیشتر و توجهی درخور داشته باشند. باید مراقب بود اعتیاد به غیبت امام، گریبانگیر ما نشود.هماکنون هزار و اندی سال از غیبت آن امام معصوم میگذرد و هنوز اذن ظهور از ناحیه ذات اقدس اله صادر نشده است.
چرا تأخیر؟...
یقیناً تأخیر از ما است؛ زیرا طبق فرمایش مولایمان، این ما هستیم که یکدل نشدهایم و در راه او بهطور شایسته، قدم بر نداشتهایم: اگر شیعیان ما که خداوند آنان را در بندگیاش یاری کند، در عهد و وفای به ولایت ما یکدل و یکصدا بودند، میمنت دیدار و ظهور ما اینقدر به تأخیر نمیافتاد.(5)عدم وفای به عهد پیروانش، موجب محرومیت جهان بشریت از این فیض بزرگ خدایی شد. آیا جز این است که زندان غیبت، دستان یداللهی او را بسته است و از تزلزل و تحیر بشریت در غم و اندوه به سر میبرد و با دلی غمگین، همگان را به دعا برای تعجیل در فرج خویش فرا میخواند.همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم؛ بلکه به وظایفمان مقابل حضرت که یکی از آنها دعای بسیار برای تعجیل در ظهور او است اهمیت دهیم. به راستی آیا برای ما عذری در کوتاهی از این دعای مهم باقی میماند؟ چرا که بهترین و مؤثرترین عملی که بتوان با آن پدر مهربان ارتباط برقرار کرد و بسیار در تعجیل ظهورش مؤثر میباشد، دعا است.مولای ما! شب سیاه غیبت تو بس طولانی شده است. بسیاری در این سیاهی شب به سوی دنیا میگریزند؛ اما سپیده دم که آنها دورش میپندارند، به زودی آشکار خواهد شد.همیشه دردهایمان را برای حضرت سوغات نبریم.
پی نوشتها:
(1) سوره هود، آیه 80.
(2) بحار الانوار، ج12، ص 158.
(3) بحارالانوار، ج7، ص255.
(4) همان، ج52، ص366.
(5) همان، ج53، ص177.
امام حسن عسکرى ( ع ) در سال 232 هجرى در مدینه چشم به جهان گشود .مادروالا گهرش سوسن یا سلیل زنى لایق و صاحب فضیلت و در پرورش نهات مراقبت را داشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد .این زن پرهیزگار در سفرى که امام عسکرى ( ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیارحلت کرد .کنیه آن حضرت ابامحمد بود .
صورت و سیرت امام حسن عسکرى ( ع )
امام یازدهم صورتى گندمگون و بدنى در حد اعتدال داشت .ابروهاى سیاه کمانى ، چشمانى درشت و پیشانى گشاده داشت .دندانها درشت و بسیار سفید بود .خالى بر گونه راست داشت .امام حسن عسکرى ( ع ) بیانى شیرین و جذاب و شخصیتى الهى با شکه و وقار و مفسرى کم مانند براى قرآن مجید بود .راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه براى اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد .
دوران امامت
به طور کلى دوران عمر 29 ساله امام حسن عسکرى ( ع ) به سه دوره تقسیم میگردد : دوره اول 13 سال است که زندگى آن حضرت در مدینه گذشت .
دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت .
دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت میباشد .
دوره امامت حضرت عسکرى ( ع ) با قدرت ظاهرى بنى عباس رو در روى بود .خلفایى که به تقلید هارون در نشان دادن نیروى خود بلند پروازیهایى داشتند .امام حسن عسکرى ( ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید .زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشترى دهد ، اماآن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأ ثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتارى گراییده بودند .وقتى از این غلامان جویاى حال امام شدند ، میگفتند این زندانى روزها روزهدار است و شبها تا بامدادبه عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسى سخن نمیگوید .عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسى با همه غرورى که داشت وقتى با حضرت عسکرى ملاقات میکرد به احترام آن حضرت برمیخاست ، و آن حضرت را بر مسند خودمینشانید .پیوسته میگفت : در سامره کسى را مانند آن حضرت ندیدهام ، وى زاهدترین و داناترین مردم روزگار است .پسر عبیدالله خاقان میگفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم میپرسیدم .مردم را نسبت به او متواضع مییافتم .میدیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او میباشند .با آنکه امام ( ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمیفرمود ، دستگاه خلافت عباسى براى حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانى وممنوع از معاشرت داشت .از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکرى ( ع ) یکى نیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانى سپرده میشد که دشمن آل محمد( ص ) و جریانهاى شیعى بودند ، تا بدین گونه بنیه مالى نهضت تقویت نشود .چنانکه نوشتهاند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والى اوقاف وصدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت راداشت .نیز اصحاب امام حسن عسکرى ، متفرق بودند و امکان تمرکز براى آنان نبود ، کسانى چون ابوعلى احمد بن اسحاق اشعرى در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختى در بغداد میزیستند ، فشار و مراقبتى که دستگاه خلافت عباسى ، پس از شهادت حضرت رضا ( ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را باسختترین نوع درگیرى واداشته بود .این جناج نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلى ، این همه سختى را تحمل میکرد ، و لحظهاى از حراست ( ونگهبانى ) موضع غفلت نمیکرد .اینکه گفتیم : حضرت هادى ( ع ) و حضرت امام حسن عسکرى ( ع ) هم از سوى دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانى که براى حل مشکلات زندگى مادى و دینى خود به آنها مراجعه مینمودند - کمتر معاشرت میکردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدى ( ع ) نزدیک بود ، و مردم میبایست کم کم بدان خو گیرند ، وجهت سیاسى و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهاى مذهبى بودندبخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید .بارى ، امام حسن عسکرى ( ع ) بیش از 29 سال عمر نکرد ولى در مدت شش سال امامت و ریاست روحانى اسلامى ، آثار مهمى از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهى و جهت دادن به حرکت انقلابى شیعیانى که از راههاى دور براى کسب فیض به محضر امام ( ع ) میرسیدند بر جاى گذاشت .در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنى و نشر احکام الهى و مناظرات کلامى جنبش علمى خاصى را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعى - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشتههاى دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگى چون یعقوب بن اسحاق کندى ، که خود معاصر امام حسن عسکرى بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید .در قدرت علمى امام ( ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه ور بود - نکتهها گفتهاند ، از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندى فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانى ابونصر فارابى شاگرد مکتب وى بوده است ،در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابى را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد .
شهادت امام حسن عسکرى ( ع )
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجرى نوشتهاند .در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گویدروزى براى پدرم ( که وزیر معتمد عباسى بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنى حضرت امام حسن عسکرى - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبررا به خلیفه داد .خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود با او همراه کرد .یکى از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان راکه پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند .وطبیبى را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود .بعد از دو روز براى پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولى گردیده .پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبارا - که عموما اطباى مسیحى و یهودى در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضى الفضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر ازعلماى مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند .و این کارها را براى آن میکردند که آن زهرى که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزدمردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260ه .ق آن امام مظلوم در سن 29 سالگى از دار فانى به سراى باقى رحلت نمود .بعداز آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولى خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او میکردند ....این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسى بود که معتصم عباسى و خلفاى قبل و بعداز او - از طریق روایات مورد اعتمادى که به حضرت رسول الله ( ص ) میپیوست ،شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکرى فرزندى پاک گهر ملقب به مهدى آخر الزمان - همنام با رسول اکرم ( ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد .بدین جهت به بهانه هاى مختلف مختلف در خانه حضرت عسکرى ( ع ) رفت و آمد بسیار میکردند ،و جستجو مینمودند تا از آن فرزند گرامى اثرى بیابند و او را نابود سازد .به راستى داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم ( ع ) و حضرت موسى ( ع ) تکرار میشد .حتى قابلههایى را گماشته بودند که در این کار مهم پى جویى کنند .اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهدارى خواهد کرد تا مأ موریت الهى خود را انجام دهد .بارى ، علت شهادت آن حضرت را سمى میدانند که معتمد عباسى در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد .بناچار اطباى مسیحى ویهودى که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأ موریتهایى که توطئه قتل امام بزرگوارى مانند امام حسن عسکرى ( ع ) در میان بود ، براى معالجه فرستاد .البته از این دلسوزیهاى ظاهرى هدف دیگرى داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود .بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکرى ( ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از سوى صداى ناله و گریه برخاست .مردم آماده سوگوارى و تشییع جنازه آن حضرت شدند .
ماجراى جانشین بر حق امام عسکرى(ع)
ابوالادیان میگوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکرى ( ع ) میکردم .نامه هاى آن حضرت را به شهرها میبردم .در مرض موت ، روزى من را طلب فرمود و چندنامهاى نوشت به مدائن تا آنها را برسانم .سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهى شد و صداى گریه و شیون از خانه من خواهى شنید ، و درآن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود .ابوالادیان به امام عرض میکند : اى سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روى دهد ، امامت با کیست ؟ فرمود : هرکه جواب نامه من را از تو طلب کند .ابوالادیان میگوید : دوباره پرسیدم علامت دیگرى به من بفرما .امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد .ابوالادیان میگوید : باز هم علامت دیگرى بگو تا بدانم .امام میگوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست .ابوالادیان میگوید : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگرى بپرسم .رفتم و نامهها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم .وقتى به در خانه امام رسیدم صداى شیون و گریه از خانه امام بلند بود .داخل خانه امام ، جعفرکذاب برادر امام حسن عسکرى را دیدم که نشسته ، و شیعیان به او تسلیت میدهند و به امامت او تهنیت میگویند .من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم .اما او جوابى نداد و هیچ سؤالى نکرد .چون بدن مطهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمى آمد وجعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند .چون جعفر به نمازایستاد ، طفلى گندمگون و پیچیده موى ، گشاده دندانى مانند پاره ماه بیرون آمدو رداى جعفر را کشید و گفت : اى عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم .رنگ جعفر دگرگون شد .عقب ایستاد .سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نمازگزارد و آن جناب را در پهلوى امام على النقى علیه السلام دفن کرد .سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامهها را که با تو است تسلیم کن .من جواب نامه رابه آن کودک دادم .پس حاجزوشا از جعفر پرسید : این کودک که بود ، جعفرگفت : به خدا قسم من او را نمیشناسم و هرگز او را ندیدهام .در این موقع ، عدهاى از شیعیان از شهر قم رسیدند ، چون از وفات امام ( ع )با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند .چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند واز او پرسیدند : بگو که نامههایى که داریم از چه جماعتى است و مالها چه مقداراست ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب میخواهند ظاهر شد و از قول امام گفت : اى مردم قم با شما نامههایى است از فلان و فلان و همیانى ( کیسهاى ) که درآن هزار اشرفى است که در آن ده اشرفى است با روکش طلا .شیعیانى که از قم آمده بودند گفتند : هرکس تو را فرستاده است امام زمان است این نامهها و همیان را به او تسلیم کن .جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد .معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسکرى ( ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید .رفتند و از کودک اثرى نیافتند .ناچار صیقل کنیز حضرت امام عسکرى ( ع ) راگرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است .ولى هرچه بیشترجستند کمتر یافتند .خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیزدر کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان میباشد .درود خداى بزرگ براو باد .
برگرفته از سایت شهید آوینی http://www.aviny.com
چه غریب است هنگامه رفتن تو ای بهار کوتاه، یا ابا محمد!
هنوز کوچههای مدینه و سامرا، تو را در ذهن خود مرور میکنند. پرنده خوشنوای معرفتت را آن هنگام که در تنگنای زندان به بند کشیدند، گویا چشمانشان توان دیدن نور هدایتت را نداشت؛ گر چه مرغ خوشخوان علم و حکمتت، عباسیان را نیز محتاج محضرت کرده بود.
امروز با تمام توان گریه می کنیم همراه با امام زمان گریه می کنیم
در پشت دسته های عزا سوی سامرا در لابلای سینه زنان گریه می کنیم
در غصه اسارت مردی که سالها از او نبوده نام و نشان گریه می کنیم
امام حسن عسکری علیه السلام:
هرکس دوست و برادر خود را محرمانه موعظه کند، او را زینت بخشیده؛ و چنانچه علنى باشد سبب ننگ و تضعیف او گشته است . (تحف العقول، ص 489)
امام حسن عسکری علیه السلام:
عبادت در زیاد انجام دادن نماز و روزه نیست ، بلکه عبادت با اندیشه در قدرت بى منتهاى خداوند در امور مختلف مى باشد. (مستدرک الوسائل،11/183)
امام حسن عسکری علیه السلام: امروز، فانوس اشکهایمان را تا ظهور زاده تو روشن میکنیم تا به شمشیر عدالتش، روزی بغض 1400 ساله را بگشاید.
هرکس حقوق هم نوعان خود را بشناسد و رعایت کند و مشکلات و نیازمندى هاى آن ها را برطرف نماید، در پیشگاه خداوند داراى عظمت و موقعیّتى خاصّى خواهد بود. (احتجاج طبرسى، 2/517)
از خوبی تو همان بس که خورشید مهدی (عج) از افق دامان تو سر زد.امروز در سوگ پر کشیدن تو، آسمان با سینهای سوخته و گریبانی چاکچاک، سر به تسلیت موعود زمان (عج) خم کرده است.
زمان میگذرد و تاریخ برای نگارشِ تصاویر تبدار، یک بار دیگر میآید و دستهای توطئه و تخریب را بر بام سامرای ستم دیده مینگرد. آری! آنان هرچه خراب کنند، بنای توانمند تشیع، همچون حقانیّت گفتههای تاریخ، سر جای خودش هست.
آنگاه که اندیشه پرحیله ستمگران، دین خدا را به رأی خویش تفسیر میکرد، تلألوی خورشید تو بود که جاده حقیقت را همواره روشن نگاه میداشت و جاده امامت تنها 28 سال زیر قدمهای جوان تو جوانه زد و پس از آن به فرزندت مهدی(عج)، عزیزترینِ خلق خدا، به امانت رسید؛ امانتی برای تداوم صراط مستقیم.
داغت به قلب شیعه شراری عظیم شد خون بر دلت ز کینة اهل جحیم شد روح تو در بهشت الهی مقیم شد با رفتن تو حضرت مهدی یتیم شد
حدیث
آیاما منتظریم؟
حضرت امام حسن عسکری(ع)
شهدت امام عسکری(ع)
سخنان گرانبها از امام رضا(ع)
سخنان گرانبها منقول از امام رضا(ع)
سخنان گرانبها از ثامن الائمّه امام رضا (علیه السلام)
حضرت مهدی (ع) در کلام رضوی
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 57
کل بازدید :73813
عطر دل آرای خدا . وبلاگی مذهبی شامل احادیث مهدویت. اشعار . دلنوشته ها. عکسها و فایلهای صوتی تصویری .نرم افزار های مذهبی و معرفی سایتها و وبلاگهای مهدوی منتظــرحضـورسبـزتون هستم
دانلود دعای آل یاسین [160]
دانلود دعای ندبه [140]
دانلود دعای عهد [128]
دانلود دعای فرج [150]
استخاره با قرآن [128]
یوسف زهرا [147]
طلوع کن ای آفتاب [154]
منتظرم تا که او بر گردد [159]
زن در قرآن [159]
مهدویت [147]
وبلاگ عشق الهی [142]
نور حکمت [144]
راهنمای پا یگاه های امام مهدی (علیه السلام ) [95]
هر چی میخوای از قرآن بپرس....دانلود نرم افزار قرآنی [136]
[آرشیو(16)]
پاسبان حرم دل
عاشق آسمونی
بتلیجه
السلام علیک یا صاحب الزمان
مذهب عشق
مظلوم ترین فرد دنیا
یوسف شیردژم
صراط مستقیم
هییت محبان الزهرا (س)
حدیث دل سپردن
زلال نرگس
گلی از بهشت
صداهای مذهبی اسلامی
درالتهاب فرج
وبلاگ استادمهدی مستاجران
انتظار
حورا
حرفهایم با تو
گوهر زمان
پیامبر امید
شمیم هدایت
سلام علی آل یاسین
لینکستان قرآنی
آفتاب پنهانی
یامهدی جهان درانظارتوست
منجی
حس غریب
آفتاب شرقی(عباس صادقی)
یا ابا الصالح
عشق واقعی
وبلاگ بسیار زیبای نگین سبز
عطر ظهور
مجمع وبلاگ نویسان مذهبی
کا نون منتظران نور
تصاویر برای پشت صحنه ویندوز
پایگاه تخصصی نهج البلاغه
امام حسین علیه السلام
پایگاه اطلاع رسانی حضرت مهدی (عج)
کلبه فرهنگی
معرفی وبلاگهای مذهبی
سالار شهیدان امام حسین علیه السلام
گنجهای معنوی
شمیم یار
وبلاگ امام مهدی (ع)
این الطالب و بدم المقتول بکربلا
السلام علیک ایتهاالصدیقه الشهیده
پایگاه اینترنتی امام رضا (ع)
وبلاگهای چهارده معصوم
نهج البلاغه
سایت کیمیا
آیت الله خامنه ای
فرم درخواست صلوات طرح گل نرگس
استخاره با قرآن
مسجد مقدس جمکران
استفتاء از مراجع تقلید
معرفی وبلاگ
وبلاگ خورشید امامت
بانک صوت وفیلم مذهبی
خورشید امامت
طلبه استشهادی
جدیدترین اخبار مهدویت
سایت منجی
کتاب کرامات حضرت مهدی(ع)
سینما انتظار مهدویت
ادیان و نویدظهورموعود(1)
ادیان و نوید ظهورموعود (2)
ادیان و نوید ظهورموعود (3)
کرامات حضرت مهدی (ع)
بررسی شبهات مهدویت
خانه امام مهدی (ع)کجاست
آشنایی با مراکز مهدویت جهان
نگارستان(عکس . غزل)
پله پله تا ملاقات خدا
هیئت محبان امام حسن مجتبی (ع)
تاظهور
لینکستان بزرگ اسلامی
منتظرین امام مهدی (ع)
عشق آسمانی
محفل شمع زینب(س)
موعود
فایلهای صوتی تصویری
کانون اسلامی انصار
منتظر
منجی در ادیان
موسسه فرهنگی تبیان
جویبار انتظار
سایت امیدواران
گل نرگس فدای رنگ وبویت
یاران مهدی (ع)
حب العباس
انصار المهدی
پایگاه اطلاع رسانی امام مهدی
تمنای وصال
سایت امام مهدی
امام زمان (عج)
درالتهاب فرج حضرت مهدی
ماتم کده
کدهای زیبا برای وبلاگهای مهدویت
تاظهور
محفل محبین شهدا
العجل العجل یا صاحب الزمان
نیازمندیهای اینترنتی محور
تاجمعه ظهور
یا اباالصالح المهدی ادرکنی
حس غریب
سایت مخصوص ایجادنظرسنجی
زیبا ترین منحنی دنیا ... لبخند
مهربانترین پدر
بسیج دستگرد قداده
قالب سایت و وبلاگ
انتظار مهدویت
شمیم ولایت
وبلاگ مهدویت
دایرکتوری سایتهای مهدوی
مجموع لینکهای مهدوی
کانون وبلاگهای مهدوی
بهار 1387 [8]
تابستان 1387 [4]
پاییز 1387 [7]
بهمن 1387 [4]
بهمن 87
اسفند 87 [2]
شهریور 88 [2]
فروردین 89 [2]
تیر 89
تابستان 89
پاییز 89
زمستان 89
تابستان 90 [5]
پاییز 90 [3]
زمستان 90 [5]
بهار 1391
































.gif)
.jpg)
.jpg)
















